تبلیغات
معلم پایه اول
معلم پایه اول
امید من به شما دبستانیهاست . امام خمینی (ره) 
قالب وبلاگ
نویسندگان

جملات تکمیلی جهت تقویت روان خوانی و املای دانش آموزان پایه اول ابتدایی

 بخش نشانه های ۱

با سلام:

این جملات جهت تکمیل روان خوانی دانش آموزان پس از یادگیری هر صدابکار می رود. شما می توانید از این جملات بعد از یادگیری و خواندن جملات هر درس ازکتاب استفاده کنید.این فعالیت باعث میشود که تشخیص دانش آموزان در شناخت صداها و کلمات بیشترشده و در واقع این فعالیت موجب تثبیت یادگیری و تمرین بیشتر آموخته ها در دانش آموزان خواهد شد.

این جملات رابعد از تدریس صدا و نشانه ( س ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانندواز روی آنها بنویسند:

بابا آمد.

بابا سبد داد.

اسب آمد.

اسد با اسب آمد.

این جملات رابعد از تدریس صدا و نشانه ( او ) و ( ت ) در اختیارشان گذاشته تا بخوانند یا از روی آن ها بنویسند:

بابا با اسب آمد.

او دست داد.

او بادام دارد.

بابا بادست تاب بست.

این جملات رابعد از تدریس صدا و نشانه ( ر ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانندیا از روی آن ها بنویسند:

ابر بود.

سرما بود.

برادرم در روستا است.

او آرام در سرما آمد.

برادرم در دست تبر دارد.

مادر او را دوست دارد.

این جملات رابعد از تدریس صدا و نشانه ( ن ) در بچه ها  می گذاریم تا بخوانند یاازروی آن هابنویسند:

آن مرد ساسان نام دارد.

او در باران ماند.

سوسن در دست، نان باانار دارد.

مادر درسبد نان با آب نبات دارد.

این جملات رابعد از تدریس صدا و نشانه ( ای ) در اختیارشان گذاشته تا بخوانند یا از روی اآن هابنویسند:

در ساری آسمان ابری است.

باران نم نم می بارد.

امیر بیرون بود.

من او را دیدم.

او باسام در باران آمد.

این جملات را بعد از تدریس صدا و نشانه ( ز ) در اختیارشان قرار داده تا بخوانند  یا از روی آن ها بنویسند:

مادرم از بازار زود آمد.

او درسبد سبزی دارد.

زیبا سبد را از زمین بر می دارد.

مادرم سبزی را در سبد می ریزد.

زری باسوزن دامن می دوزد.

این جملات را بعد از تدریس صدا و نشانه ( ِ اِ ) در اختیارشان  گذاشته تابخوانند و از روی آن ها بنویسند:

اسم این زن سودابه است.

او مدیر دبستان آزادی است.

سودابه امروز بیمار است.

آزاده به دیدن سودابه آمده است.

امروز باران می بارد.

این جملات را بعد از تدریس صدا و نشانه ( ش ) در اختیارشان گذاشته تا بخوانندیا از روی آن هابنویسند:

شادی دانش آموز است.

مادرش او را با ماشین به مدرسه می برد.

برادرش آرش شیرینی دوست دارد.

او می داند شام دیشب شور بود.

این جملات را بعد از تدریس صدا و نشانه ( ی ) در اختیارشان گذاشته تا بخوانندیا از روی آن هابنویسند:

دریا بسیار زیبا است.

من دریای آبی را دوست دارم.

یک سایه روی دریا است.

مردی در دریا شنا می کند.

بابا دیروز از یزد آمد.

این جملات رابعد از تدریس صدا و نشانه ( ُ اُ ) در اختیارشان گذاشته تا بخوانندیا از روی آن هابنویسند:

مراد در روستا است.

او سه بز دارد.

او برای آنان سبزی می ریزد.

بز سبزی را دوست دارد.

این جملات رابعد از تدریس صدا و نشانه ( ک ) در اختیارشان گذاشته تا بخوانندیا از روی آن هابنویسند:

این اردک در آب است.

اردک در آب شنا می کند.

اردک شنا کردن را دوست دارد.

آن کودک اردک را تماشا می کند.

مادر در آش نمک می ریزد.

این جملات را بعد از تدریس صدا و نشانه ( و ) در اختیارشان گذاشته تا بخوانندیا از روی آن هابنویسند:

بابک و امید بازی می کردند.

آنان تند می دویدند.

داور سوت زد و بازی را تمام کرد.

بابک و کریم ورزش را دوست دارند.

داوود سوار کار است.

این جملات رابعد از تدریس صدا و نشانه ( پ ) در اختیارشان گذاشته تا بخوانندیا از روی آن هابنویسند:

پری پرستار است.

او در بیمارستان پارس کار می کند.

او برای بیماران دارو می آورد.

پری روی بیماران پتو می اندازد.

او دستور پزشک را به کار می بندد.

این جملات رابعد از تدریس صدا و نشانه ( گ ) در اختیارشان گذاشته تا بخوانندیا از روی آن هابنویسند:

مادر بزرگ نرگس در گرمسار زندگی می کند.

او یک گاو و سه بز و شش اردک دارد.

مادر بزرگ با شیر گاو، ماست، پنیر و کره درست می کند.

او می گوید: شیر ویتامین دارد و بدن به آن نیاز دارد.

این جملات را بعد از تدریس صدا و نشانه ( ف ) در اختیارشان گذاشته تا بخوانندیا از روی آن هابنویسند:

دیروز برف بارید و زمین را سفید کرد.

امروز آفتاب تابید و برف را آب کرد.

پس از اسفند، فروردین می رسد.

در فروردین شکوفه فراوان دیده می شود.

فروردین زیبا و دیدنی است.

این جملات را بعد از تدریس صدا و نشانه ( خ ) در اختیارشان گذاشته تا بخوانندیا از روی آن هابنویسند:

دیروز اختر در باران به خانه آمد.

روسری او خیس بود.

بخاری خاموش بود.

اختر بیمار شد.

مادر از داروخانه برای او دارو خرید.

اختر از دارو استفاده کرد و خوب شد.

این جملات را بعد از تدریس صدا و نشانه ( ق ) در اختیارشان گذاشته تا بخوانندیا از روی آن هابنویسند:

قاسم در پارک آرام قدم می زد.

وقتی امین را دید او یک قفس در دست داشت.

در آن قفس یک قناری زیبا بود.

قاسم گفت: قناری قفس را دوست ندارد.

امین قناری را آزاد کرد.

این جملات را بعد از تدریس صدا و نشانه ( ل ) در اختیارشان گذاشته تا بخوانندیا از روی آن هابنویسند:

مادر از اداره به منزل آمد.

او گفت: خاله لیلا تلفن کرده و از زابل می آید.

من خیلی شادی کردم.

فردا خاله لیلا با سه شاخه گل مریم آمد.

من به او سلام کردم.

او لبخند زد و مرا بوسید.

این جملات را بعد از تدریس صدا و نشانه ( ج ) در اختیارشان گذاشته تا بخوانندیا از روی آن هابنویسند:

جمشید مرد جوانی است.

او یک کشاورز درست کار و با ایمان است.

او در کرج زندگی می کند.

برای نماز به مسجد می رود.

او در زمین اسفناج می کارد.

جمشید می داند، اسفناج ویتامین دارد.

این جملات را بعد از تدریس صدا و نشانه ( و ُ ) استثنا در اختیارشان گذاشته تا بخوانندیا از روی آن هابنویسند:

دو روز پیش پدرم از مسافرت آمد.

او برای من یک کادو  گرفته بود.

در آن کادو یک خوراکی خوش مزه و دو خودکار بود.

من آن خوراکی را خوردم و از پدر سپاس گزاری کردم.

من با کمک مادرم برای پدر یک خودنویس خریدم.

این جملات را بعد از تدریس صدا و نشانه ( ه ) در اختیارشان گذاشته تا بخوانندیا از روی آن هابنویسند:

کشور ما شهر ها و روستا های بسیاری دارد.

ما در شهر تهران زندگی نمی کنیم.

تهران شهر بزرگ و زیبایی است.

ولی در این شهر به سختی می شود آسمان آبی را دید.

زیر آسمان این شهر پر از دود ماشین هاست.

من همیشه دوست داشتم که شب های تهران پر از ستاره های زیبا باشد.

ولی می دانم روستا هوایی تمیز و شب هایی پر از ستاره دارد.

این جملات را بعد از تدریس صدا و نشانه ( چ ) در اختیارشان قرار می دهیم تا بخوانند واز روی آن ها املا بنویسند:

چوپان گوسفندان را به چراگاه می برد.

مردم ایل در چادر زندگی می کنند.

کنار رودخانه چند درخت و قارچ روییده است.

دختری زیبا از چشمه آب بر می دارد.

این جملات را بعد از تدریس صدا و نشانه ( ژ ) در اختیارشان گذاشته تا بخوانندیا از روی آن هابنویسند:

مژگان ورزش کار است.

او در رشته ژیمناستیک مسابقه داد.

مژگان در رشته ژیمناستیک قهرمان شد.

پدرش برای او یک ژاکت و دو بسته ماژیک خرید.

مژگان از جایزه ای که پدرش برایش گرفت، خیلی شاد شد.

این جملات را بعد از تدریس صدا و نشانه ( خوا ) استثنا در اختیارشان گذاشته تا بخوانندیا از روی آن هابنویسند:

ژیلا یک خواهر کوچک دارد.

وقتی مادرش آشپزی می کند او از خواهر کوچکش مراقبت می کند.

ژیلا کتاب خواندن را دوست دارد.

او امروز از مادرش خواهش کرد تا برای او دو جلد کتاب بخرد.

مادرش هم در خواست او را قبول کرد.




طبقه بندی: فارسی، متفرقه،
برچسب ها: جملات خارج از کتاب فارسی، تقویت املا، روخوانی، روانخوانی، جمله نویسی، اسب، زیبا،
[ شنبه 5 مهر 1393 ] [ 04:23 ب.ظ ] [ f شهبازی ]
نظرات
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


باید دنیا را کمی بهتر از آنچه تحویل گرفته ایم تحویل دهیم ...
خواه با فرزندی خوب...
خواه با غنچه ای سرسبز...
خواه با اندکی بهبود شرایط اجتماعی...
خواه با متن یا نوشته ای ...
یا اندکی خوبی و مهربانی ...
و اینکه بدانی...
حتی اگر یک نفر با بودن تو ساده تر نفس کشیده است.
این یعنی تو موفق بوده ای

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

دریافت كد دعای فرج


استخاره آنلاین با قرآن کریم


  • ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای | اس ام اس دون